تبليغاتX
... بادبادك
دانايان با عمل زندگي مي كنند، نه با انديشه ی عمل. "کارلوس کاستاندا"


جينگولي

من اومدم تا بهتون خبر بدم كه دارم از خواب پاييزي بيدار ميشم چون بالاخره بعد از 20 روز به خودم نهيب زدم كه پا بشم و بيام اينجا بهتون بگم كه بالاخره رفتم ورزش .... نه اين كه ديدم بازم دارم قلنبه قلنبه گوشت از همه جام ميزنه بيرون ..... ديدم كه ديگه حالم داره از پرخوري و تن پروري به هم مي خوره ... از اين كه كلي پرخوري كنم و بعد عين يه خرس تنبل لم بدهم و .... اينها و دهنم بوي چربي بده و شبها نذاره بخوابم ....

بازم شروع مي كنم  .... به خدا اگه نبوديد مي رفتم توي جاده  ي تنهايي و كلي واسه خودم خوراكي هاي جورواجور مي خريدم و هي مي خوردم و ديگه هم خودم رو به اون راه مي زدم كه رژيم دارم .... اما تا اين نت به راهه و شماها هستيد يه انگيزه ي قوي هستيد واسه رفتنم ... توي جاده .. دوستتون دارم ... جدي ميگم ها

در ضمن مثلا من يه وبلاگ غير رژيمي هم دارم ها ... درست عرض مي كنم ؟ واسه  خاطر شانون و صورتي گفتم ها

انوشا هم خوبه ... اينقدر زياد دوست دارم دوباره صورت ماهش رو ببينم كه ... يه هفته اس نديدمش

به بچه هاي جديد هم خبر بدين بيان وزن هاشون رو اعلام كنن اينجا ..

كسي از جينگولستاني ها دهه عوض نكرده ؟شكيبا بايد بهت ستاره بدم ؟

به بيشتر بچه ها سر زدم ... يه اتفاق خوبي افتاده .. يه سري از بچه ها با هم جدول گذاشتن و همديگر رو تشويق مي كنن ..يه سري هم دوتايي دارن پيش ميرن و همديگر رو نقد مي كنن ..خلاصه كه نتيجه ي گروهبنديه وزني خوب بوده .. اين مسابقه هاي تا عيد هم خيلي انگيزه ميده .. خيلي زياد .. فقط ورزشتون رو بيشتر كنيد بخصوص پياده روي رو بچسبيد


"آری می مانم ؛اما پوسیدن را نمی پذیرم، می مانم و می بالم"اين جمله ي وبلاگ ارام منو تكون داد
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 9:1  توسط زي زي  | 

در مورد مطالب رمز دار اگه رمز خواستيد بهتون ميدم وگرنه اين طوري نيستم كه بيام دم در خونه هاتون بگم بياين اين رمز مطلب ....

در مورد عاشورا تاسوعا اتفاقا اصلا گريه نكردم .... يعني يه جورايي ديگه حسين رو هم كه تيكه تيكه مي كردن و بزرگ ترين مصائب زينب رو هم كه مي فهميدم گريه ام نمي گرفت .... ديگه خوشم نمياد واسه جسم گريه كنم و آزار هايي كه تن ميبينه .... امسال به يه چيز بزرگي رسيدم .... اين كه خدا آدم هايي رو كه ادعا دارند همين جوري ول نمي كنه ... يعني يه معيار محك داره واسه شون .... حس مي كنم خيلي بزرگ شدم .... يعني اونقدري هست كه خدا بايد بهم يه قالب جديد هديه بده ... و اينم مي دونم كه چقدر زياد سخته لباس عوض كردن ....

در مورد رژيم هم واقعا شرمنده .... همچنان ورزش نمي كنم و خوب نمي خورم .... علاوه بر پرخوري هاي بي هدف خيلي هم بدخور شدم ....اين همكارم بهم گفت كه من باور نمي كنم كه تو نمياي ورزش .... نكنه دوباره ميخواي بشي يه توپ قلقلي

در مورد گروه هم سعي مي كنم ببينم اگه صبا حالش خوب خوب شده گروهبندي رو بهش منتقل كنم .... دوست ندارم وقتي خودم روبراه نيستم شما رو هم خراب كنم .... در هر صورت خدا هست و هواي همه مون رو داره اراده كنيد و از خود ضعيفتون فاصله بگيريد ..... خوب باشيد و بكوب بريد جلو

تا عيد چيزي نمونده

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 8:22  توسط زي زي  |